



از چهره طبيعت افسونكار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
اين جلوه های حسرت و ماتم را
پائيز، ای مسافر خاك آلود
در دامنت چه چيز نهان داری
جز برگ های مرده و خشكيده
ديگر چه ثروتی به جهان داری؟
جز غم چه می دهد به دل شاعر
سنگين غروب تيره و خاموشت؟
جز سردی و ملال چه می بخشد
بر جان دردمند من آغوشت؟
در دامن سكوت غم افزايت
اندوه خفته می دهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
پائيز، ای سرود خيال انگيز
پائيز، ای ترانه محنت بار
پائيز، ای تبسم افسرده
بر چهره طبيعت افسونكار


خوووبین؟
چه خبراااااا
من که خیلی خیلی خوشحااالم. آخه خواهرم میخواد بیاد و اینجا رو دوباره راه بندازه
میخواستم بیام و بگممم که من خیلی خیلییی خواهرم رو دوست دارم
عاشقشم
من جاویدم
نمیدونم چرا وبلاگ خواهرمون پاک شده؟
من اووومدم و این وبلاگ رو راه اندازی کردم که اگه یه وقتی خواهرمون سرو ناز اوووومد و این نوشته ها رو دید بدونه که ما منتظرشیم و میخوایم که بیاد و دوباره بنویسه
از دوستانی هم که خبری از سرو ناز دارن خواهش میکنم کمک کنن و کاری کنن تا خواهرمون بیاد و دوباره تو این وبلاگ بنویسه
و دوستان هم بیان و آدرسشونو بزارن تا اگه خواهرمون دوباره اوومد ماها رو لینک کنه
از خواهرم هم میخوام که اگه اووومد بیاد و پسورد وبلاگ رو ازم بگیره
اینم آدرس آی دی منه
jo_o2001
به این امید که خواهرمون بیاد و دوباره این وبلاگ رو راه اندازی کنه